چند روز پیش همسر جان ما به برادر زاده یشان سفارش داده بودند که یک کیلو رطب خوب برای ما از بازارچه بخرند. ایشان هم مرهمت کردند و زحمتش را کشیدند...اما نه یک کیلو...دو کیلو...

و از آنجایی که من می دانم که در خانه ی ما یک کیلو وسیله بیشتر از نیاز مساوی است با دور ریختن در صدد برآمدم که به این درو آن در بزنم تا این رطب های اضافه را به چنان چیزی تبدیل کنم که خودم هم سورپرایز شوم...پس دویدم و دویدم تا به کارگاه آشپزسازی شف طیبه رسیدم...و دستور پودینگ کاپ کیک رطب و نوتلا را یافتم...به نظر کیک خوشمزه ای می آمد و باب دل ما بود...بنابراین تصمیم گرفتم برای تهیه آن اقدام نمایم...

خلاصه من هم سرزنده از اینکه این همان چیزی است که می خواهم. شروع به آماده سازی مواد لازم آن کردم. (هدف من مصرف کردن این رطب ها بود. البته باید بگویم ما عاشق رطب هستیم و وقتی که فصلش فرا می رسد خیلی مصرف می کنیم ولی چون رطب زود کیفیت خود را از دست می دهد باید سریع مصرف شود) این هم از رطب های خوشگل... 

 

برای آن دسته از دوستان که با رطب آشنایی ندارند باید بگویم که محصول درخت خرما ۳ مرحله را پشت سر می گذارد..

۱- خارک ....که زرد رنگ یا کرمی رنگ می باشد.(خارک خود نیز قابل خوردن است  و در شکل بالا آن قسمتی از رطب را که زرد رنگ دیده می شود خارک می گویند)

۲- رطب...که از نظر من بهترین مرحله ی خرما است و چون تقریبا یک ماه از سال موجود می باشد بازار خرید و فروشش در اینجا  داغ است.

۳- و در نهایت خود خرما 

 

مواد لازم:

آرد: سه چهارم پیمانه

شکر: نصف پیمانه

شیر: ۱ پیمانه

تخم مرغ: 2 عدد

رطب: 250 گرم

نوتلا: 120 گرم

پودر کاکائو: 2 قاشق غذاخوری

بکینگ پودر: 1 قاشق غذاخوری

وانیل: خیلی کم

طرز تهیه:

ابتدا هسته و پوست رطب ها را می گیریم. حتما تا آنجایی که می توانیم پوستشان را بگیریم. من خیلی وسواس به خرج ندادم ولی پشیمان شدم (پوست رطب ها اگر گرفته نشود بعد از پختن کاملا معلوم می شود)

سپس رطب ها را درون غذاساز می ریزیم و خوب پوره می کنیم.

 

 

شکر و وانیل و تخم مرغ را با همزن می زنیم. و سپس رطب ها و شیر را به آنها اضافه می کنیم.

و طوری هم می زنیم که مخلوط شوند.

 

آرد و بکینگ پودر و پودر کاکائو را الک کرده و به مواد بالا اضافه می کنیم. و حالا زمان اضافه کردن نوتلاست...از این مرحله عکسی ندارم ولی از شیشه نوتلا عکس دارم..ببخشید آنقدر غرق نوتلا شده بودم و حالت ابر و بادی که درست شده بود که یادم رفت عکس بگیرم...

 

 حالا درون قالب کاپ کیک کپسول قرارمی دهیم و مواد را داخل آنها می ریزیم به طوری که سه چهارم کپسول ها پر شوند زیرا به دلیل وجود رطب که سنگین است این کاپ کیک ها خیلی پف نمی کنند.

 

درون فر که از قبل با دمای 170 درجه سانتی گراد گرم شده، به مدت 20 دقیقه قرار می دهیم.

من که خوشحال بودم و با خود می گفتم دیگر خود را باید برای خوردن دانه دانه ی آن ها  آماده کنم از روبروی فر رد می شدم و آن ها را نظاره می کردم...

پس از 20 دقیقه آن ها را خارج کردم و گذاشتم تا سرد شوند... همسر جان من عادت دارند چیزهایی که درست می کنم را در جا امتحان کنند. داغ داغ...

 و سپس از آن ها چند عکس یادگاری گرفتم. من هم تصمیم گرفتم یکی از آن ها را امتحان کنم...(من وقتی چیزی درست می کنم، معمولا نمی توانم همان لحظه از آنها امتحان کنم، ولی پس از عکس گرفتن دیگر طاقت نیاوردم و یکی از آن ها را به ملکوت اعلی فرستادم)

 ببینید اگر شما هم جای من بودید طاقت نمی آوردید

به به... بسیار نرم و پودینگی... به به...مزه ی نوتلا غوغا کرده ولی طعم رطب خیلی به نظر نرسید..خواستم یکی دیگر را به سوی دوستش روانه کنم که یاد چایی که همسر جان تهیه کرده بود افتادم و با خود گفتم صبر کن تا چای حاضر شود...فقط یک ربع دیگر...این هم یک عکس از قطع نخاع کرده ی آن...به به...

بنابراین آنها را درون کیک خوری چیدم و درش را نیز گذاشتم تا از خشک شدنشان جلوگیری کنم و روی میز قرار دادم...سپس برای ریختن چای به آشپزخانه رفتم...اکنون زمانش فرا رسیده بود...

.

.

.

.

تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتق

هراسان به سمت صدا روانه و با صحنه ی زیر مواجه شدم...

 

و من و همسرم یک نگاهمان به جنازه ی خاموش کاپ کیک های خنجر خورده و نگاه دیگرمان به استکان های چای ناکام...

و از سمت دیگر شکر گذار خدا بودیم که این شیشه ها به جای اینکه در دست و پای فرزندمان رود در دل کاپ کیک های نگون بخت فرو رفته بود...

نتیجه اخلاقی:

۱- کودک تازه قدم برداشته را با کاپ کیک تنها نگذاریم.

۲- کاپ کیک ها را داغ داغ و سریع بخوریم تا خدای ناکرده یک وقت حسرتت خوردنشان بر دلمان نماند.